اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا ً



 

طاعات و عباداتتون قبول

 

حجاب در قرآن

مسئله حجاب در دو سوره از سوره هاى قرآن مطرح شده است. ابتدا این نکته به طور اجمال در سوره احزاب آیه 59 مطرح شده، و سپس با تفصیل بیشتر در سوره نور آمده است:

و َقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیوبِهِنَّ وَلَا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِى إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِى أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیرِ أُوْلِى الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا یضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیعْلَمَ مَا یخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ;

و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاکدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشکار نگردانند مگر آن چه طبعاً از آن پیداست، و باید روسرى خود را بر گردن خویش [فرو] اندازند و زیورهایشان را جز براى شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان [همکیش] خود یا کنیزانشان یا خدمت کاران مرد که [از زن ]بى نیازند یا کودکانى که بر عورت هاى زنان وقوف حاصل نکرده اند آشکار نکنند و پاهاى خود را [به گونه اى به زمین ]نکوبند تا آنچه از زینت شان نهفته مى دارند معلوم گردد. اى مؤمنان!همگى [از مرد و زن ]به درگاه خدا توبه کنید امید که رستگار شوید.

 وَ الْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِى لَا یرْجُونَ نِکَاحًا فَلَیسَ عَلَیهِنَّ جُنَاحٌ أَن یضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیرَ مُتَبَرِّجَات بِزِینَة وَ أَن یسْتَعْفِفْنَ خَیرٌ لَّهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ;

و بر زنان از کار افتاده اى که [دیگر ]امید زناشویى ندارند گناهى نیست که پوشش خود را کنار نهند [به شرطى که] زینتى را آشکار نکنند، و عفت ورزیدن براى آن ها بهتر است و خدا شنواى داناست.

در شأن نزول آیه 30 سوره نور « قل للمؤمنین یغضوا من أبصارهم ویحفظوا فروجهم...» جناب کلینى به سند خویش از سعد اسکاف نقل مى کند که امام باقر(علیه السلام)فرمود:

جوانى از جماعت انصار در شهر مدینه با زنى روبه رو شد. در آن زمان زنان پوشش سر خود را پشت گوش هاى خود مى انداختند [در نتیجه، بنا گوش و گردن ایشان هویدا بود. ]وقتى زن از کنار وى گذشت جوان سر را به عقب برگرداند و هم چنان که راه مى رفت وى را نظاره مى کرد و وارد کوچه اى شد و در حالى که به پشت سر خود نگاه مى کرد به راه خود ادامه داد که صورتش به استخوان یا تکه شیشه اى که از دیوار بیرون زده بود برخورد کرد و شکست. وقتى آن زن از نظرش محو شد نگاه کرد و دید که بدن و لباسش خونین شد. [به خود آمد] و گفت: به خدا سوگند خدمت رسول خدا مى رسم و او را از این مسئله خبر دار مى کنم. پس خدمت رسول خدا شرفیاب شد. پیامبر از حال وى جویا شد و او جریان را به اطلاع آن جناب رساند. پس جبرئیل نازل شد و این آیه را آورد: قل للمؤمنین یغضّوا من أبصارهم ویحفظوا فروجهم ذلک أزکى لهم إنّ الله خبیرٌ بما یصنعون.21

سیوطى نیز این شأن نزول را به نقل از ابن مردویه از امام على(علیه السلام)نقل کرده است.22 از این شأن نزول مى توان استنباط کرد که اولین آیاتى که در تشریع حجاب و بیان محدوده نظر نازل شده، همین آیات سوره نور است.

گزارش هاى تاریخى حاکى از آن است که مسلمانان بعد از نزول این آیات، رویه متفاوتى را پیش گرفتند و با شنیدن این آیات به ضرورت ایجاد تغییرات و دگرگونى هایى در چگونگى پوشش زنان پى بردند و به همین دلیل بعد از نزول این آیات، زنان با پوشش هاى متفاوتى در اجتماع حاضر مى شدند. مثلا طبرى (244ـ310 ق) در تفسیر خود آورده است:

عن عائشه زوج النبى(صلى الله علیه وآله) انّها قالت یرحم الله النساء المهاجرات الاول لما انزل الله«ولیضربنّ بخمرهنّ...» شققن اکثف مروطهن فاختمرن به;23رحمت خدا بر زنان مهاجر پیشگام باد که هنگامى که خداوند فرمان حجاب را نازل فرمود، ضخیم ترین پوشش هاى پشمین خود را برش داده و با آن سر و گردن خود را پوشاندند.

+ نوشته شده در  سه‌شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ  توسط حصاری/محقق  نظرات ()



حجاب به معناى پوشاندن بدن زن در برابر نامحرم از احکام ضرورى دین اسلام است. در ادیان الهى دیگر از جمله آئین زرتشت، یهود و مسیحیت نیز این حکم با تفاوتهایى وجود دارد. در سرزمینى که اسلام در آن ظهور کرد زنان با صورتى گشاده و گریبانى چاک در معابر آمد و شد مى کردند. برخى نویسندگان چنین اظهار نظر کرده اند که پوشش اسلامى نتیجه تعامل فرهنگى بین اعراب و ایرانیان و رومیان است و در نتیجه، اسلام نسبت به چگونگى حضور زن در برابر نامحرم قانونى خاص ندارد و آن چه امروز به صورت دستورى شرعى در آمده، مستندى شرعى ندارد. این مقاله به تحقیق درباره صحت و سقم این نظر مى پردازد.

 به گفته اهل لغت این واژه به صورت متعدى و به معناى در پرده قرار دادن به کار مى رود. ابن درید مى گوید: «حجبت الشىء. .. اذا سترته، و الحجاب: السِّتر...، احتجبت الشمس فى السحاب اذا تستترت فیه.4 حجاب، پوششى است که روى شىء را فرا مى گیرد و حجاب یعنى پرده...، زمانى که خورشید در ابر فرو مى رود عرب مى گوید: احتجبت الشمس فى السحاب». فیومى این واژه را چنین توضیح مى دهد:

حجب فعلى متعدى است و به معناى مانع شدن به کار مى رود. به پرده، حجاب مى گویند، زیرا مانع از دیدن است، و به دربان، حاجب گفته مى شود، زیرا وى مانع از ورود افراد است. این واژه در اصل بر موانع جسمانى اطلاق مى گردد، ولى برخى مواقع به موانع معنوى نیز حجاب گفته مى شود.5

از گفتار اهل لغت مى توان نتیجه گرفت که در زبان عرب، حجاب به پوششى گفته مى شود که مانع از دیدن شیئى پوشانده شده مى شود. شهید مطهرى نتیجه تحقیقات لغوى خود را درباره این واژه، چنین بیان مى کند:

کلمه حجاب هم به معنى پوشیدن است و هم به معنى پرده و حاجب، بیشتر استعمالش به معنى پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش مى دهد که پرده وسیله پوشش است و شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت هر پوشش حجاب نیست; آن پوشش حجاب نامیده مى شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد

این واژه در قرآن و حدیث نیز با عنایت به همین معناى لغوى به کار رفته و معناى خاصى پیدا نکرده است.7 شهید مطهرى مى فرماید:

در قرآن کریم در داستان سلیمان غروب خورشید را این طور توصیف مى کند: «حتى توارت بالحجاب» یعنى تا آن وقتى که خورشید در پشت پرده مخفى شد. تعبیر حجاب با همین معنا در آیه 51 سوره شورى و نیز در آیه 53 سوره احزاب به کار برده شده است... . در دستورى که امیر المومنین(علیه السلام) به مالک اشتر نوشته است مى فرماید: «فلا تطولن احتجابک عن رعیتک» یعنى در میان مردم باش کمتر خود را در اندرون خانه از مردم پنهان کن. حاجب و دربان تو را از مردم جدا نکند بلکه خودت را در معرض ملاقات و تماس مردم قرار ده.

معناى اصطلاحى جدید این واژه، عبارت است از پوششى که زن در برابر نامحرمان باید استفاده کند و از جلوه گرى و خود نمایى بپرهیزد. در این نوشتار نیز همین معناى اصطلاحى مورد نظر است، نه پرده نشینى زنان. تردیدى نیست که حجاب در این اندازه یکى از احکام مشترک ادیان ابراهیمى13 و از احکام ضرورى اسلام بوده و همه طوایف اسلامى بر آن اتفاق نظر دارند.

+ نوشته شده در  سه‌شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٠ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ  توسط حصاری/محقق  نظرات ()



+ نوشته شده در  یکشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ  توسط حصاری/محقق  نظرات ()



 

 قال رسول الله (ص) :

ایها الناس ! انه قد اقبل الیکم شهر الله بالبرکة و الرحمة و المغفرة

مردم ، ماه خدا (رمضان) با برکت و رحمت و بخشش به شما روى آورده است

 

ماه مبارک رمضان، بهترین ماه ها، ماه میهمانی خدا، ماه خوبی ها، ماه شب های قدر، ماه دعا و نیایش، ماه رحمت و آمرزش و ماه خیر و برکت است.

حلول ماه مبارک رمضان، به راستی که خبر از گشایش درهای بهشت به روی آدمیان دارد. ماه تزکیه، ماه خودسازی، ماه از خویش تا خدا رفتن، ماه پرواز با دوبال قنوت از زمین تا ملکوت و شکوفایی غنچه های معنویت در سکوت سبز روزه داران و در حیرت ارغوانی سالکان کوی دوست.

پروردگارا، ما را در این ماه، مبارک کن.

 

+ نوشته شده در  جمعه ۳٠ امرداد ۱۳۸۸ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ  توسط حصاری/محقق  نظرات ()



+ نوشته شده در  جمعه ۳٠ امرداد ۱۳۸۸ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ  توسط حصاری/محقق  نظرات ()



یک خانم اندونزیایی «خانم هیراواتی ویدودو» مقنعه ی مغناطیسی را طراحی و ساخته است که علاوه بر دارا بودن خاصیت درمان بیماری‌های مغزی،‌در بهبود سایر دردهای بدن و نیز درمان کم‌خونی زنان نیز مفید است.

از آنجا که درماه رمضان حجاب در میان بانوان اندونزیایی فراگیرتر می‌شود،‌ لذا این نوع تازه از پوشش با استقبال خوبی مواجه شده است.

در دوخت این مقنعه از نخ‌هایی با خاصیت مغناطیس استفاده شده که برای درمان انواع سردردها مفید است.‌ غیر از نخ‌های مغناطیسی، نوع دوخت این پوشش هیچ تفاوت دیگری با انواع مشابه آن در بازار ندارد.

به گفته سازنده مقنعه مغناطیسی، این نوع پوشش در اندونزی، مالزی و خاورمیانه توزیع شده و به فروش رفته است.

نتیجه اینکه برای جوامعی مثل ایران که مبحث حجاب بعنوان یک دغدغه مطرح می باشد علاوه بر ترویج تئوری فرهنگ حجاب و عفاف و نهادینه شدن آن، طراحی مدل های جذاب ، رنگهای روشن و کیفیت پارچه و الیافی که در تهیه ی اجناس مورد نظر بکار برده می شود از عوامل ایجاد رغبت در زمینه ی پوشش می باشد.

+ نوشته شده در  جمعه ۳٠ امرداد ۱۳۸۸ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ  توسط حصاری/محقق  نظرات ()



+ نوشته شده در  یکشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸۸ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ  توسط حصاری/محقق  نظرات ()



+ نوشته شده در  جمعه ٥ تیر ۱۳۸۸ساعت ٢:۱٢ ‎ق.ظ  توسط حصاری/محقق  نظرات ()



مادر سر چشمه گیتی...   

 

غنچه ای در سبزه زار زیبای طبیعت شکفت و کلمه ی مادر ، در پهنه گلبرگان سرخ آن او که همچون خون مادر است ، بیرون جهید و خود را در آسمان بیکران آبی  سوار بر بال پرنده محبت دید.

آری! به راستی مادر کیست که گیسوانش هم چون گیسوان فرشته طلایی است؟ مادر کیست که زمزمه محبتش لالایی اوست؟

مادر آنست که گهواره چوبین فرزندش را از لابلای صخره ها و از میان آبشارها و صدها گل زیبای یاسمن بیرون می کشد و با دستان مهرآمیزش آن را تکان می دهد...

مادر آنست که اشکش همچون شبنم بر قلب گلبرگ ، گل عشق است، صدایش هم چون مرغ غزل خوان در طبیعت است و بوسه اش همچون نور خورشید بر سبزه زار است و استواریش همچون کوهی بر دل خاک...

روزت را ارج می نهم و بوسه میزنم بر جای پایت.

 

+ نوشته شده در  جمعه ٢٢ خرداد ۱۳۸۸ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ  توسط حصاری/محقق  نظرات ()



 


 

مگر عالم نمی داند، که یک دنیا بود زهرا

به اعطیناک و الکوثر، همه معنا بود زهرا

بنزد خالق یکتا، مقامش بس فزون باشد

چو صد سارا با مریم، و صد لعیا بود زهرا

گلی اندر گلستان، نبوت بود در عالم

نباشد مثل او هرگز، چنان والا بود زهرا

به ملک باغ رضوان او، حیات تازه می بخشد

چو زیب جنت رضوان، فقط زهرا بود زهرا

ز جنت پر بها باشد، عیان ملک بقیع از او

چرا اندر بقیع افسوس، با غمها بود زهرا

چرا پس فاطمه روزی، ز داغ هجر می نالد

به سیلی می زنند او را، که چون تنها بود زهرا

سبب این بود در عالم، بر او خیر النسا گویند

به جود صبر در دنیا، چو یک دریا بود زهرا

بجز زهرا نباشد کس، که غمخوار علی باشد

انیس مونس دائم، بر آن مولا بود زهرا

چو خورشید فروزان است، در ملک ولایت هم

برای قلب پیغمبر، گل زیبا بود زهرا

خداوندا تو خود دانی، که زهرا چون پیمبر بود

وجودش چون پیمبر بود، بی همتا بود زهرا

مثال از غم خدابنده، بروز حشر گر باشد

بگو از حشر کی ترسم، اگر با ما بود زهرا

 

از سروده های شاعر گرانقدرعلی خدابنده ساکن در روستای حی

+ نوشته شده در  چهارشنبه ٦ خرداد ۱۳۸۸ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ  توسط حصاری/محقق  نظرات ()



حجاب و پوشش در تمام ادیان و مذاهب است. از آن جهت که تحت هیچ آموزش یا فرمانی از جانب خداوند یا فرشته وحی و یا تذکر هریک به دیگری صورت گرفته است، بیانگر فطری بودن پوشش در انسان است و ثابت می کند که لباس و پوشش، به تدریج و بر اثر تمدن ها ایجاد نشده است، بلکه انسان های نخستین، یا به تعبیر بهتر، نخستین انسان ها، به طور فطری بدان گرایش داشته اند. و بنا به گواهی متون تاریخی، در اکثر قریب به اتفاق ملت ها و آیین های جهان، حجاب در بین زنان، معمول بوده است. . اگر به لباس ملی کشورهای جهان بنگریم، به خوبی حجاب و پوشش زن را در آن می بینیم. دقت در لباس ملی کشورها ما را از ورق زدن کتب تاریخی برای یافتن ملل و اقوامی که زنان آنها دارای حجاب بوده اند، بی نیاز می سازد و به خوبی اثبات می کند که حجاب در میان اکثر ملت های جهان، معمول بوده و اختصاص به مذهب یا ملت خاصی نداشته است. تمام ادیان آسمانی، حجاب و پوشش زن را واجب و لازم شمرده اند و جامعه بشری را به سوی آن دعوت کرده اند؛ زیرا لزوم پوشش و حجاب به طور طبیعی در فطرت زنان به ودیعت نهاده شده است و احکام و دستورهای ادیان الهی هماهنگ و همسو با فطرت انسانی تشریع شده است، پس در همه ادیان الهی پوشش و حجاب زن واجب گشته است. در ادیان زرتشت، یهودیت، مسیحیت و اسلام، حجاب زنان امری لازم بوده است .   

در شریعت زرتشت: «آشو زرتشت» با توصیه ها و اندرزهای خود، کوشیده است تا پایه های حجابی را که زنان ایرانی به عنوان یک فرهنگ ملی در ظاهر عرف خود رعایت می کنند، در عمق روح آنان مستحکم نماید و از این راه، ضمانت اجرای قانون حجاب را در آینده نیز تامین نماید و بدین سان، جامعه خویش را در مقابل امکان انحرافهای اخلاقی پنهان، بیمه کند.

. در کتاب «حجاب در اسلام»، آمده است: «گرچه پوشش در بین عرب مرسوم نبود و اسلام آن را به وجود آورد، ولی در ملل غیر عرب، به شدیدترین شکل، رواج داشت. در ایران و در بین یهود و مللی که از فکر یهود پیروی می کردند، حجاب به مراتب شدیدتر از آنچه اسلام می خواست وجود داشت. در بین این ملتها وجه و کفین (صورت و کف دستها) هم پوشیده می شد. حتی در بعضی از ملتها سخن از پوشیدن زن و چهره زن نبود، بلکه سخن از قایم کردن زن بود و این فکر را به صورت یک عادت سفت و سخت درآورده بودند.

16 حجاب در مسیحیت: همان طور که اشاره شد، ادیان الهی، به خاطر تناسبشان با فطرت و احکام کلی، جهت و شیوه واحدی دارند. در مسیحیت، همانند دین زرتشتت و یهود، حجاب زنان امری واجب به شمار می آمده است. «جرجی زیدان»، دانشمند مسیحی در این باره می گوید: «اگر مقصود از حجاب، پوشانیدن تن و بدن است، این وضع، قبل از اسلام و حتی پیش از ظهور دین مسیح، معمول بوده است و آثار آن هنوز در خود اروپا باقی مانده است.

 دو مرجع مسیحیت و دو اسقف بزرگ میگویند:زن باید کاملا در حجاب و پوشیده باشد، الا آن که در خانه خود باشد، زیرا فقط لباسی که او را می پوشاند، می تواند از خیره شدن چشم ها به سوی او مانع گردد. زن نباید صورت خود را عریان ارائه دهد تا دیگری را با نگاه کردن به صورتش وادار به گناه نماید. برای زن مؤمن عیسوی، در نظر خداوند، پسندیده نیست که نزد بیگانگان به زیور آراسته گردد و حتی زیبایی طبیعی آن نیز باید مخفی گردد، زیرا برای بینندگان خطرناک است .تصویرهایی که از پوشاک مسیحیان و مردم اروپا انتشار یافته است، به وضوح نشان می دهد که حجاب در بین زنان، کاملا رعایت می شده است. «براون و اشنایدر»، در کتاب «پوشاک اقوام مختلف»، برخی از تصاویر مربوط به زنان مسیحی را آورده اند که نشان می دهد همگی آنها دارای لباسی بلند و پوشش سر می باشند.

. حجاب اسلامی آن گونه که غرب تبلیغ می کند، به معنای حبس زن در خانه یا پرده نشینی و دوری از شرکت در مسائل اجتماعی نیست، بلکه بدین معناست که زن در معاشرت خود با مردان بیگانه، موی سر و اندام خود را بپوشاند و به جلوه گری و خود نمایی نپردازد. با توجه به غریزه قدرتمند جنسی، احکام و دستورهای اسلام، تدابیری است که خداوند برای تعدیل و رام کردن و همچنین ارضای صحیح این غریزه، تشریح فرموده است. در قرآن کریم، آیاتی چند به طور صریح، در مورد وجوب حجاب و حد و کیفیت آن نازل شده است. در سوره نور، طی آیه مفصلی آمده است: « ... و به مردان مؤمن بگو که چشم های خود را فرو پوشند و نیز دامان خویش را، که برای ایشان پاکیزه تراست. همانا خداوند به آنچه انجام می دهند، آگاه است. و به بانوان با ایمان بگو چشمهای خود را فرو پوشند و عورتهای خود را از نگاه دیگران پوشیده نگاه دارند و زینت های خود را جز آن مقداری که ظاهر است، ننمایند و زینت های خود را آشکار نسازند، مگر برای شوهرانشان، پدرانشان، پدر شوهرانشان، پسران همسرانشان، برادرانشان، پسر برادرانشان، زنان هم کیششان، کنیزانشان، مردان سفیهی که تمایلی به زنان ندارند، و یا کودکانی که از امور جنسی بی اطلاع اند (غیرممیز). و پاهای خود را بر زمین نکوبند تا زینتهای پنهانشان آشکار شود. و همگی به سوی خداوند باز گردید، ای مؤمنان! باشد که رستگار شوید.

 

بررسی نهایی: از بررسی و مقایسه حد و کیفیت حجاب در ادیان چهارگانه، استنباط می گردد که حجاب در ادیان دیگر، نسبت به اسلام از شدت بیشتری برخوردار بوده است.. بنابراین، نه تنها اسلام واضع قانون حجاب نبوده است، بلکه در جهت جلوگیری از افراط و تفریط هایی که در طول تاریخ در مورد حجاب به وجودآمده بود، به قانونمند کردن و تنظیم آن همت گماشته است و آن را به صورتی متعادل، صحیح و متناسب با فطرت انسانی زن و غیرتمندی مرد، ارائه نموده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ  توسط حصاری/محقق  نظرات ()



 

تابش آفتاب شکوهمند زینب علیهاالسلام بعد از ورود به مدینه طیبه بیش از یک سال و اندی دوام نیاورد و همین مقدار زندگانی هم بدون حسین علیه‏السلام برای زینب علیهاالسلام بسیار سخت بود. اگر مقام والای صبر و تسلیم حضرت زینب علیهاالسلام در برابر مقدرت الهی نبود، کافی بود که زینب علیهاالسلام بعد از حسین علیه‏السلام با تجدید هر خاطره‏ای از خاطره‏های کربلا و عاشورا جان بسپارد و با زندگی وداع کند؛ اما زینب علیهاالسلام بنده شایسته خدا بود و بندگی خدا را در میدان‏های مختلف نشان داد و فرمان «فاصبِرْ صبرا جمیلاً» را لبیک گفت و بسان برادرش حسین نقش زیباترین شکیب را بر صحنه تاریخ بشریت ترسیم کرد. بدین سان، روحی بلند پس از حیاتی شکوهمند به جوار رحمت بیکران حق بار یافت و به دودمان پاکش پیوست و درس بندگی، عفت، ایثار، تعهد و صبر در راه خدا را به همگان آموخت.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ  توسط حصاری/محقق  نظرات ()



وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

آرامش را حس کردم.

 

 

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

هر روز در خودم تعمق کردم. این مقدمه دوست داشتن خود است.

 

 

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

از تنها بودن خوشم آمد، در خلوت سکوت محاصره شدم و شگفت زده به فضای درون وجودم گوش کردم.

 

 

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

از طریق گوش کردن به ندای وجدانم، خودم رئیس خودم شدم. این طوری خدا با من صحبت می کند، این ندای درونی من است.

 

 

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

خودم را بی جهت خسته نمی کردم.

 

 

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

در خود حضور یک احساس معنوی را حس کردم که مرا هدایت می کند، سپس یاد گرفتم که به این نیروی معنوی اطمینان کنم و با آن زندگی کنم.

 

 

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

دیگر آرزو نداشتم که زندگی ام طور دیگری باشد. به این نتیجه رسیدم که زندگی فعلی برای سیر تکاملی ام مناسب ترین است.

 

 

 

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

دیگر احتیاجی نداشتم که به وسیله چیزها یا مردم احساس امنیت کنم.

 

 

 

 

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

آن قسمت از وجودم یا روحم که همیشه تشنه توجه بود، ارضا شد و این شروعی برای پیدایش آرامش درون بود. این جا بود که توانستم شفاف تر ببینم.

 

 

 

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

فهمیدم که در مکان درست و زمان درستی قرار دارم، سپس راحت شدم.

 

 

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

برای خودم رختخواب پر قو خریدم.

 

 

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

خصوصیتی را که می گفت همیشه باید ایده آل باشم ترک کردم، آن دیو لذت کش را.

 

 

 

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

بیشتر به خودم احترام گذاشتم.

 

 

 

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

تمام احساساتم را حس کردم. آنها را بررسی نکردم، بلکه واقعاً حس کردم.

 

 

 

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم

فهمیدم که ذهن من می تواند مرا آزار دهد، یا گول بزند، ولی اگر از آن در راه قلب و درونم استفاده کنم، می تواند ابزار بسیار سودمندی باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ  توسط حصاری/محقق  نظرات ()



بهار! ای مخلوق فرمانبردار، چه زیباست نظم موجود در آفرینش تو و چه دقیق و با تدبیر است چرخش تو.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٧ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ  توسط حصاری/محقق  نظرات ()



 

برای مشاهذه تصویر در سایز اصلی دو بار روی تصویر کلیک کنید

khodaya.jpg-29730

+ نوشته شده در  چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٧ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ  توسط حصاری/محقق  نظرات ()



قال مولانا صاحب‌الزمان (عج): فاکثرو الدعاء بتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم؛ مولای ما حضرت صاحب‌الزمان(عج) فرموده‌‌اند: «برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید که گشایش کار شما نیز در آن است».

 

                آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است

یارب این تأثیر دولت در کدامین کوکب است

 

شب قدر و اجابت دعا

امام علی علیه السلام فرمودند: «شب قدر در هر سالی هست، در این شب امور همه سال (و تقدیرها و سرنوشت‌ها) فرو فرستاده می‌شود، پس از درگذشت پیامبر نیز این شب صاحبانی دارد.»

شب قدر، بزرگترین، شریف‌ترین، پر ارج‌ترین و پر رمز و رازترین شب‌ها در گردونه زمان است که قلم‌ها در وصفش می‌شکنند و زبان‌ها در توصیفش قاصر و عقل و تدبیرها در فهم آن مبهوت و متحیر می‌مانند.

  اعتبار و شرافت ماه مبارک رمضان به شبهای قدر است که به فرموده قرآن از هزار ماه افضل است و عمل در آن از هزار ماه بهتر است.
مگر شب قدر چه شبی است؟ شبی که در آن قرآن نازل شده است.
اما هدف از نزول قرآن چیست؟ قرآن کریم می‌فرماید: «ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم همانا این قرآن به راهی که اقوام (استوارتر) است هدایت می‌کند».

  در تفسیر این آیه شریفه امام صادق(ع) فرموده‌اند: «یهدی الی الامام» یعنی قرآن به سوی امام هدایت می‌کند.

در روایات آمده است که شب قدر شب حضرت زهرا (س)ست و اگر کسی حق [حضرت] فاطمه (س) را بشناسد شب قدر را درک کرده است. حضرت زهرا فرزندان خود را از کودکی به انجام عبادت فرا می خواند تا اشتیاق راز و نیاز با معبود و لذّت عبادت را از خردسالی به ایشان بچشاند . حضرت در شب 23 رمضان کودکان خود را به بیداری تشویق می کرد ؛ به این ترتیب که آنان را در روز می خوابانید تا استراحت کنند و غذای کمتری به آنان می داد .

مادران امروز گمان می کنند که فرزندان را نباید به نماز و روزه و حجاب و ... وادار کرد و باید صبر کرد تا کودک رشد کرده و بالغ شود ، آن گاه خودش بفهمد که باید نماز بخواند ، روزه بگیرد ، حجاب داشته باشد و ... غافل از آن که تشویق والدین بسیار ضروری است .

بیایید در شبهای قدر به وجود مقدس حضرت زهرا (س) متوسل شویم و با خواندن نماز استغاثه به آن حضرت که کیفیت آن در مفاتیح الجنان آمده است، امضای فرج امام زمان (عج) را از مادر بزرگوارش بگیریم و با گرفتن ختم «امن یجیب ...» رفع موانع ظهور آن حضرت را از خداوند طلب کنیم که باز در روایات آمده است، مضطر حقیقی، حضرت مهدی(عج) است.
برنده و رستگار آن کسانی هستند که در شب قدر در گوشه قلب آن مولای مهربان برای خویش جایی دست و پا کنند و از عنایت خاص و دعای مستجاب آن بزرگوار بهره‌مند گردند. چگونه؟ با دعا برای تعجیل در ظهور. زیرا این دعا، دعای امام زمان (عج) را در حق دعا کننده به دنبال خواهد داشت. همچنین دعای پیامبر (ص) دعای امیرمومنان (ع) دعای حضرت زهرا (س) و دعای فرشتگان را شامل حال دعا کننده می‌نماید.


خداوند به سه طریق به دعاهای ما جواب میدهد


او میگوید آری و آنچه میخواهی به تو میدهد.
او میگوید نه و چیز بهتری به تو میدهد.
او میگوید صبر کن و بهترین را به تو میدهد.

ای تو که بهترینی بهترینها را برایم اجابت کن که آرزوی فرج آقا امام زمان می باشد و گرفتن تائیدیه ام از دست آقا

 

خداوندا ترا به حق این شبهای پر قدر و ارج

 عاقبت بخیرمان فرما

فاطمه جان تو با طلوع خود برگستره زمان، عشق را معنا کردی؛ فخر را مایه مباهات شدی؛ فروتنی در مکتب تو درس افتادگی آموخت؛ بزرگی، اوج از بلندای تو یافت. آبرو حتی از تو آبرو گرفت   زیبایی را تو زینت بخشیدی؛

و ... بالاخره کمال نیز بواسطه تو تکامل پذیرفت.

التماس دعا


+ نوشته شده در  پنجشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٧ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ  توسط حصاری/محقق  نظرات ()



همانا قرآن پند دهنده ای است که نمی فریبد، هدایت کننده ای است که گمراه نمی کند و سخنگویی است که هرگز دروغ نمی گوید، کسی با قرآن همنشین نشد مگر آنکه بر او افزود یا از او کاست ! در هدایت افزود واز کوردلی و گمراهی اش کاست....(نهج البلاغه ، خطبه ۱۷۶)

 

"کندوکاو در آیات حجاب، آن هم یک جا و همه سونگرانه، براى اهل نظر و فقه پژوهان، مى تواند ره گشا و پرفایده باشد و آنان را در دستیابى به زوایاى گوناگون این گزاره مهم اجتماعى، رهنمون سازد.
کنار هم گذاردن آیات حجاب و درنگ بر روى آنها و توجه به آغاز و پایان نشانه هاى پیوسته و ناپیوسته هر یک از آیات، بسیار حائز اهمیت می باشد.

 ترتیب نزول آوردن آیات و تامل در آیات فواصل زمانی نزول نمایانگر این است که حکم حجاب،یک باره نازل نشده،بلکه کم کم و با گذشت زمان و مهیا شدن شرایط بر قلب مبارک پیامبر(ص) نازل شده است.
ابتدا، در روزهاى پایانى سال پنجم هجرى، در جریان ولیمه ازدواج پیامبر(ص) با زینب بنت جحش(همسر طلاق داده شده زیدابن حارثه) آیه حجاب همسران پیامبر(ص) بر آن حضرت نازل شد.
همه مردان برابر دستور این آیه شریفه مى بایست از پس پرده با همسران پیامبر(ص) سخن بگویند.
در مرحله دوم، خویشاوندان نسبى از دایره این حکم بیرون شدند و آنان اجازه یافتند با همسران پیامبر(ص) بى آن که پرده اى در بین باشد، سخن بگویند.
در مرحله سوم، جلباب (چادر) به عنوان حقى براى همسران و دختران پیامبر(ص) و زنان مؤمن قرار داده شد.
در مرحله چهارم، آیات سوره نور احکام حجاب بانوان را روشن ساخت.
در مرحله پنجم، اجازه گرفتن براى ورود به محل استراحت بانوان محرم، مطرح شد."(بر گرفته از سایت شهید آوینی)

*مراحل تدریجی نزول آیات حجاب بر پیامبر اکرم (ص) نشان از اهمیت مقتضیات و شرایط زمان دارد.*

و در این مسئله مهم نیز بحث حجاب و نوع پوشش باید متناسب با زمان، فرهنگ و شرایط اجتماعی عصر حاضر مورد بررسی قرار گیرد .


 همه ما حتی کسانیکه به نوعی با حجاب و پوشش مخالفت می ورزند و از معترضین به این امر هستند به اعتقاد من، آنها هم در اعماق باورهای خود معتقدند که حجاب اگر هاله ای از عفاف در رفتار ، گفتار و سکنات انسانی را در خود شکل دهد سلامت روح و روان جامعه را تضمین می کند. چادری که از روی عادت بر سر عده ای قرار می گیرد اگر صرفا به تبعیت از عادت انجام گیرد مصونیتی در پیش نخواهد داشت. به نظر من هر نوع پوششی که بتواند جذابیت و زیبائیهای زن را از دید چشمهای بیمار و قلبهای مریض دور گرداند قابل تمجید و پسندیده است من به عنوان یک زن نمی توانم منکر این شوم که بی بند و باری و بی قید بودن زنان و دختران جوان جامعه را آلوده نمی کند اما بارها و بارها دیده و شنیده ام که از پوششی به نام چادر چه سواستفاده هایی که نشده است. طغیان امیال جنسی با عفیف و پاک نبودن نگاهها ارتباط مستقیم دارد، بنابر این در بینش دینی ما نوع پوشش، رفتار، گفتار و لحن بیان و کلام همگی از عواملی هستند که برای بوجود آمدن عفاف لازم و ملزوم یکدیگرند و عفاف هست که پوشش مناسب و وقار و سنگینی در اعمال و رفتار و گفتار زن را بوجود می آورد ما تابع اعتقاداتمان هستیم بنابر این خواسته ها و نیازهایمان را باید منطبق با احکام شرعیمان باشد.

 

 

قرآن کریم توصیه می‌کند زنان خود را بپوشانند، می‌فرماید:«ذلک ادنی ان یعرفن فلا یُؤذین». یعنی این کار برای اینکه به عفاف شناخته شوند و معلوم شود خود را در اختیار مردان قرار نمی‌دهند بهتر است و در نتیجه دور باش و حشمت آنها مانع مزاحمت افراد سبک‌سر می‌شود.»

اسلام زن را تشویق کرده است که از این وسیله(پوشش) استفاده کند. از منظر دین اسلام زن هر اندازه با وقارتر و عفیفتر حرکت کند و خود را در معرض نمایش برای مرد نگذارد بر احترامش افزوده می‌شود...

نص صریح آیه قرآن:

(یا ایها النبى قل لازواجک و بناتک ونساء المؤمنین یدنین علیهنّ من جلابیبهن، ذلک ادنى ان یعرفن فلایؤذین وکان اللّه غفوراً رحیماً.)سوره (احزاب)، آیه 59.
اى پیامبر! به همسران و دختران خود و زنان مؤمن بگو: چادرهاى خود را بردوش گیرند. این نزدیک تر است، براى این که شناخته و مورد آزار و اذیت قرار نگیرند و خدا آمرزنده مهربان است.

حجاب و نوع پوشش متناسب با فرهنگ ، اعتقادات و شرایط هر کشور تعریف شده و شکل خاصی را در هر جامعه ای به خود می گیرد بنابر این اگر ادعای دین و مذهب و شرع داریم باید همگام با آموزه های دینی خاص جامعه ی خودمان قدم برداریم . من بر خلاف اعتقاد کسانی که معتقدند صرف چادر است که عفاف می آفریند و سلامتی جامعه را در گرو رعایت این نوع پوشش می دانند، معتقدم هر نوع پوششی که با معرفت و شناخت به فلسفه حجاب برای حفظ حریم زن از دید نامحرمان شکل بگیرد و جاذبه های جسمی زن(زیباترین خلقت خداوند) را پنهان کند حتما رفتارها و سکنات خاص آن پوشش را به همراه خواهد آورد که در اینصورت سلامت روانی، خانوادگی و اجتماعی افراد جامعه را تضمین خواهد کرد.

التماس دعا

+ نوشته شده در  سه‌شنبه ٥ شهریور ۱۳۸٧ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ  توسط حصاری/محقق  نظرات ()



 

 

حسین آئینه نور خدائی است       

وجودش عین مصباح‌الهدایی است
اگر قرآن ناطق مرتضی بود                    

حسین ایجاز آن در نینوا بود
بخوان اجمال و تفضیل امامان                

زخم یک جرعه زن با تشنه‌کامان
گرین یک جرعه از جام حسین است       

نصیبت نور آفاق و شین و عین است
بنازم شور مرکب راندنش را                  

فراز نیزه قرآن خواندنش را

 

 

 

+ نوشته شده در  سه‌شنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸٧ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ  توسط حصاری/محقق  نظرات ()



  «یا ایها النبی، قل لازواجک و بنائک و نساء المؤمنین یدنین علیهنّّ من جلابیبهنّ ذلک ادنی ان یعرفن فلا یؤذین و کان الله غفوراً رحیماً؛

ای پیامبر به زنان و دختران خود و به زنان مؤمن بگو روسری های بلند بر خود بیفکنند، این عمل مناسب تر است، تا (به عفت و پاکدامنی) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند و خداوند آمرزنده ی مهربان است»

(1) (سوره احزاب، آیه ی 59)


در این نوشته، بر آنیم که آیه ی مورد نظر را مورد بررسی قرار داده و برخی از نکات پیرامون آن را که نتیجه ی مطالعه ی کتب تفسیر ی می باشد، به رشته ی تحریر درآوریم. شایسته ی یادآوری است که این نوشته، قصد تفسیر آیه را ندارد و تنها به بیان نکات اجمالی آن بسنده می کند، اما پیش از طرح نکات، لازم است مفهوم حجاب بررسی گردد.


مفهوم حجاب

حجاب ، در لغت به معنای مانع و پرده و پوشش آمده است. حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بعد ایجابی و سلبی است. بعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است و این دو بعد باید در کنار یکدیگر باشند؛ تا حجاب اسلامی محقق شود. گاهی، ممکن است یک بعد باشد ولی دیگری نباشد که در این صورت، نمی توان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.
اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می تواند اقسام متفاوتی داشته باشد، از جمله حجاب ذهنی، فکری و روحی، علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی می کند، نام برده شده است، مثل حجاب و پوشش در نگاه که به مردان و زنان، در مواجهه با نامحرم توصیه شده است.
«جلابیب» جمع جلباب، به معنای مقنعه ای است که سر و گردن را می پوشاند. (2) و یا پارچه ی بلندی است که تمام بدن و سر و گردن را می پوشاند. (3) مرحوم امین الاسلام طبرسی، در «مجمع البیان» ، در ذیل آیه می نویسد، «جلباب» عبارت از روسری بلند است که هنگام خروج از خانه، زنان به وسیله ی آن، سر و صورت خود را می پوشانند ... مقصود این است که با روپوشی که زن بر تن می کند، محل گریبان و گردن را بپوشاند. با توجه به معانی جلباب و از جمله، این معنی که پارچه ی بلندی برای پوشیدن تمام بدن و سر و گردن است، در معنای امروزی، می توان پوشش «چادر» را با «جلباب» همانند و مشابه در نظر گرفت و از آن جا که در این آیه، به طور مشخص به استفاده ی زنان و دختران از جلباب اشاره شده است، می توان نتیجه گرفت که طبق فرموده ی رهبر معظم انقلاب اسلامی، چادر به عنوان یک حجاب برتر مطرح شده است.
پوشش، معرف شخصیت و عفت زن مؤمن است و موجب می گردد که افراد لاابالی جرأت نکنند به او جسارت کرده و به دید شهوت و هوسرانی به او بنگرند. این آیه، بیان می دارد: زنان مؤمن برای این که مورد آزار افراد هرزه قرار نگیرند، به گونه ای خود را بپوشانند که زمینه ای برای بی حرمتی به آنها فراهم نگردد.
خداوند در این فرموده اش، ابتدا فلسفه ی حجاب را تبیین می کند و با تهدید و زور، دستور حجاب را مطرح نمی کند و سپس، به بیان الگوی عملی پوشش، یعنی جلباب که پوشش خاص آن زمان بوده است، اشاره می کند. در اینجا، می توان نتیجه گرفت که برای ایجاد فرهنگ حجاب و پوشش مناسب در جامعه، باید ابتدا پایه های اعتقادی و بینش افراد را نسبت به این موضوع، محکم کنیم و این، یعنی نهادینه سازی باورهای درست و فرهنگ سازی دقیق. بنابراین، تهدید و اجبار، هیچ گاه به عنوان اولین راهکار، اثر بخش نخواهد بود.
این آیه، به پیامبر فرموده است که ابتدا، به زنان و دختران خود و بعد، به زنان مؤمن بگو که حجاب را رعایت کنند. یعنی، در امر به معروف، اول از خودی ها و نزدیکان شروع کنیم، سپس به سراغ دیگران برویم. همچنین در احکام الهی ، تفاوتی میان همسران و دختران پیامبر، با دیگر زنان وجود ندارد . احکام دینی، باید مورد توجه و استفاده ی همه قرار گیرد. (4)
هر پدیده ای، آثار و پیامدهایی را به دنبال خواهد داشت. حجاب نیز، به عنوان یک راهکار عملی، آثار فردی و اجتماعی مختلفی را به دنبال خواهد داشت.

آثار و پیامدهای رعایت حجاب

الف- آثار فردی
در خصوص آثار فردی رعایت حجاب، می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
1. احترام به شخصیت زن، به واسطه ی رعایت حجاب، 2. مصونیت ارتباطات زن با مردان غریبه، 3. حفظ اعتقادات مذهبی برای افراد، 4. حفظ عفت زن و جلوگیری از فساد و ناهنجاری.
ب - آثار اجتماعی
آثار اجتماعی رعایت حجاب فراوانند که برخی از آنها عبارتند از:
1. سلامت نسل جدید جامعه، 2. پیشگیری از فساد اخلاقی، 3. مبارزه با مظاهر بی دینی، 4. حفظ کیان خانواده.
در این نوشتار، آیه ی 59 سوره ی احزاب و نکات پیرامون آن را بررسی کردیم، اما در مورد انواع حجاب، با مطالعه ی کتب تفسیری و آیات قرآنی دیگر، مشخص می شود که انواع حجاب در قرآن، به سه بخش تقسیم شده است.

انواع حجاب قرآنی

1. حجاب چشم
«قل للمؤمنین یغضّوا من ابصارهم؛ ای رسول، به مردان مؤمن بگو تا چشم ها را از نگاه ناروا بپوشند» . (سوره ی نور، آیه ی 30)
«قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهنّ؛ ای رسول، به زنان بگو تا چشم ها را از نگاه ناروا بپوشند» . (سوره ی نور، آیه ی 31)
2. حجاب در گفتار
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است.
«فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض؛ زنها که نازک و نرم با مردان سخن نگویید، مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است، به طمع افتد» . (سوره ی احزاب، آیه ی 32)
3. حجاب رفتاری
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه ای راه نروند که با نشان دادن زینت های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند.
«و لا یضربن بارجلهنّ لیعلم ما یخفین من زینتهنّ؛ و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود» . (5) (سوره ی نور، آیه ی 31)
از مجموع این مباحث، به روشنی استفاده می شود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم، در خلال رفتارهای مختلف آنها، مثل نحوه ی پوشش، نگاه، حرف زدن و راه رفتن است.
بنابراین، حجاب و پوشش زن، به منزله ی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرمی است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند.
در انتها، این نوشتار را با بیان سخنانی از استاد شهید «مرتضی مطهری» که در تبیین فلسفه ی حجاب در اسلام، تلاش علمی فراوانی داشت، به پایان می رسانیم: «عده ای می گویند: چون حجاب، به معنی پرده است، اسلام خواسته است زن باحجاب باشد، یعنی همواره پشت پرده بوده و در عزلت و گوشه نشینی باشد، اما باید بدانیم آنچه درباره ی پوشش زن است کلمه «ستر» به کار می رود. پوشش زن، در اسلام آن است که در معاشرت با مردان، بدن خود را پوشانده و از جلوه گری، پرهیز کند» . (6)

پی نوشتها:

1. تفسیر نور، ج 8.
2. مجمع البیان، ذیل آیه.
3. تفسیر المیزان.
4. تفسیر نور،ج 8.
5. المیزان، 19.
6. شهید مطهری، مسأله حجاب، انتشارات صدرا.

+ نوشته شده در  شنبه ٤ خرداد ۱۳۸٧ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ  توسط حصاری/محقق  نظرات ()



 

 

علت وفلسفه پیدا شدن حجاب چیست؟ چطور شد که در میان همه یا بعضی ملل باستانی پدید امد؟ اسلام که دینی است که در همه ی دستورهای خویش فلسفه ومنظوری دارد چرا وروی چه مصلحتی حجاب را تایید و یا تاسیس کرد. مخالفان حجاب سعی کرده اند جریانات ظالمانه ای رابه عنوان علت پیدا شدن حجاب ذکرکنند ودر این جهت میان حجاب اسلامی وغیر اسلامی فرق نمی گذارند وچنین وانمود می کنند که حجاب اسلامی نیزازهمین جریانات ظالمانه سرچشمه می گیرد. درباب علت پیدا شدن حجاب نظریات گوناگونی ابرازشده است وغالبا این علتها برای ظالمانه یا جاهلانه جلوه دادن حجاب ذکر شده است.                                           

 

۱ـمیل به ریاضت ورهبانیت ( ریشه فلسفی) 

۲ـ عدم امنیت وعدالت اجتماعی(ریشه اجتماعی)

۳ـ  حسادت وخودخواهی مرد (ریشه اخلاقی)

ارتباط مساله پوشش با فلسفه ریاضت و رهبانیت از این جهت است که چون زن بزرگترین موضوع خوشی وکامرانی بشر است اگرزن ومرد با یکدیگر معا شرت داشته باشند خواه ناخواه به دنبال لذتجویی وکامیابی می روند. پیروان فلسفه رهبانیت وترک لذت برای اینکه محیط راکاملا با زهد وریا ضت سازگار کنند بین زن و مرد حریم قائل شده وپوشش را وضع کرده اند.کما اینکه با چیزهای دیگری هم که نظیر زن محرک لذت بوده است مبارزه کرده اند.پدید امدن پوشش طبق این نظریه دنباله و نتیجه پلید دانستن ازدواج و مقدس شمردن عزوبت است.ایده ریاضت وترک دنیا همانطوریکه در موضوع مال فلسفه فقر طلبی و پشت پا زدن به همه ی وسائل مادی را بوجود اورده است در مورد زن فلسفه تجرد طلبی و مخالفت با جمال را ایجاد کرده است.بلند نگاه داشتن مو که در میان هندوها و بعضی دراویش معمول بوده است نیز از مظاهر مخالفت با جمال و مبارزه با شهوت و از ثمرات فلسفه طرد لذت و میل به ریاضت است .برتر اندراسل می گوید"بخصوص درقرون اول مسیحیت این طرز فکر سن پول (بولس مقدس) از طرف کلیسا اشاعه ی تمام یافت و تجرد مفهوم تقدس به خود گرفت و عده بیشماری راه بیابان پیش گرفتند تا شیطان را منکوب سازند شیطانی که هر ان ذهن انان را از تخیلات شهوانی مملوء می ساخت. کلیسا ضمنا با لستحمام به مبارزه پرداخت زیرا باز به نظر سن پول نظافت بدن و ارایش ان با نظافت روح منافات داشت.اساسا علت تمایل بشر به ریاضت و رهبانیت چیست ؟ بشر طبعا باید کامجو ولذت طلب باشد پرهیز از لذت و محروم کردن خود باید دلیلی داشته باشد. چنانکه می دانیم رهبانیت و دشمنی با لذت جریانی بوده است که در بسیاری از نقاط جهان وجود داشته است. از جمله مراکز ان در مشرق زمین هندوستان و در مغرب زمین یونان بوده است . یکی از علل پدید امدن اینگونه افکار وعقاید تمایل بشر برای وصول به حقیقت است این تمایل در بعضی از افراد فوق العاده شدید است . و اگر با این عقیده ضمیمه گردد که کشف حقیقت از برای روح انگاه حاحل می شود که بدن و تمایلات بدنی و جسمانی مقهور گردد قهرا منجر به ریاضت و رهبانیت می گردد. به عبارت دیگر این اندیشه که وصول به حق جز از راه فنا و نیستی و مخالفت با هوای نفس میسر نیست علت اصلی پدید امدن ریاضت و رهبانیت است. علل دیگری نیز برای پدید امدن ریاضت و گریز از لذت وجود از ان جمله اینکه محرومیت و شکست در موفقیتهای مادی مخصوصا شکست در عشق سبب توجه به ریاضت می گردد.روح بشر پس از این شکستها انتقام خود را ازلذ تهای مادی بدین صورت می گیرد که انها را پلید می شناسد و فلسفه ای برای پلیدی انها می سازد.افراط در خوشگذرانی و کامجویی عامل دیگر توجه به ریاضت است. تاثیر این دو علت بدین نحو است که پس از شکستها و عدم موفقیتها و یا خستگی ها و فرسودگیها اندیشه وصول به حقیقت در روح بیدار می گردد. توجه به مادیات و غرق شدن در اندیشه های مادی خود مانعی است برای اینکه انسان درباره ی ازلیت و ابدیت و حقیقت جاودانی بیا ندیشد و در این جهت فکر و تلاش کند که از کجا امده ام و در کجا هستم و به کجا می روم. اما همین که بواسطه ی شکست ویا خستگی حالت گریز و بی رغبتی نسبت به مادیات در روح پدید امد.این دو عامل همیشه به کمک عامل اول سبب توجه به ریاضت می شود. اکنون ببینیم از نظر اسلام وطرز تفکری که اسلام به جهان عرضه داشته است ایا چنین تعلیل و توجیهی برای پوشش صحیح است؟ اسلام یک طرز تفکر و جهانبینی روشن دارد و نظرش درباره ی انسان و جهان و لذت روشن است و به خوبی می توان فهمید که ایا چنین اندیشه ای در جهانبینی اسلام وجود دارد یا نه؟ دین اسلام که پوشش را تعیین کرده است نه در هیچ جا به چنین علتی استناد جسته است و نه چنین فلسفه ای با روح اسلام و با سایر دستورهای ان قابل تطبیق است. اصولا اسلام بافکر ریاضت ورهبانیت سخت مبارزه کرده است واین مطلب را مستشرقین اروپائی هم قبول دارند. قران کریم افرینش وسائل تجمل را از لطف های خدا نسبت به بندگانش قلمداد کرده است و تحریم زینتهای دنیا بر خود سخت مورد انتقاد قران قرار گرفته است.

+ نوشته شده در  سه‌شنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٦ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ  توسط حصاری/محقق  نظرات ()



موسيقي



ساعت فلش

پايگاه تخصصي حجاب آنلاين
\

دريافت كد